فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )
74
سه سال در دربار ايران ( فارسى )
29 سپتامبر - 3 صفر دو سلسله كوهى كه يكى در سمت راست ديگرى در طرف چپ است همهجا با ما همراهند با اين تفاوت كه هر قدر بيشتر مىرويم از يكديگر دور تر مىشوند و دره وسعت پيدا مىكند ليكن منظرهء راه هميشه يكى است و عين همان تپهها و درهها تكرار مىشود . در قراچمن پايين يكى از همين درهها به ارتفاع 1650 متر در بستر رودخانهء عريضى كه در اين موقع فقط دو نهر كوچك در آن جارى بود چادر زديم . همراهان ما مثل اين است كه براى تب كردن از هيچ كارى باك ندارند چنان كه ديروز نوبت امير نظام بود . امير نظام پيرمردى است بسيار زيرك و با تجربه و عاقل و كارديده به همين علت نزد وليعهد مقامى ممتاز دارد و سابقا در پاريس وزير مختار ايران بود . وقتى كه من حالت تب او را به او گفتم و نامناسب بودن محل اردو را به او نمودم و از امور شگفتى كه از پاريس تا اينجا ديدهام با او صحبت كردم به من گفت از اين جملهء مختصر نبايد زياد تعجب كنيد انشاءالله وقتى كه زيادتر در اين مملكت مانديد عجايب بيشترى خواهيد ديد . امروز نوبت تب كردن به محمود خان وزير مختار ايران در پترسبورگ كه تازه به ما ملحق شده رسيده است . اين شخص كه خود را در خزى و شالگردنى پيچيده بود به حال لرز پيش من آمد . البته با بىاحتياطى معمولى كه در انتخاب محل چادر زدن به كار مىرود و باز هم از اين مريضى براى من خواهد رسيد زيرا به اين عنوان كه چادرها بايد نزديك به آب باشد هميشه آنها را در جاهاى پست حتى مثل اردوى امروزى در ته رودخانه مىزنند و ملتفت رعايت هيچ احتياطى ديگر نيستند . اردوى مسلمانى اگر كنار آب نباشد اردوى مسلمانى حساب نمىشود مثلا موقعى كه وضع زمين يا بزرگى چادر شاه اجازه ندهد كه آن را در كنار آبى بزنند فراشها مجراى آب را برمىگردانند تا از زير چادر شاهانه بگذرد و ديگران هم همين كار را تقليد مىكنند حتى به يك آب باريكى نيز قانع مىشوند . اگر پيغمبر اسلام به پيروان خود در بهشت آب روان و درخت و سايه وعده داده بيشتر به كسانى بوده است كه در دنيا از اين نعم محروم بودهاند . در اين سرزمين خشك و آب و